X
تبلیغات
رایتل

از گذر این روزها ( معلمانه 2)

پنج‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 08:59 ب.ظ

 این روزا لحظاتم ترکیبی شدن از حال خوش و بد . مثلا دلتنگی برای مادر که جونم به جونش بسته اس و از اون طرف خوشحالی داشتن شغلی که دوسش دارمو ازش لذت میبرم . مثل دیدن اشکای دانش آموزی که با سن کم و به خاطر فرهنگ سنتی روستا شوهرش دادن و این طفلک نمیتونه به خوبی درس بخونه چون شرایط زندگی یه زن متاهل فرق داره و اولویتش دیگه میشه زندگیش و بعدش درس، از طرف دیگه برق تو نگاهش وقتی بهش میگی کمکش میکنی عقب موندگی های درسی رو جبران کنه و به ترک تحصیل اصلا فکر هم نکنه ، یا چشمای ضعیف دخترکم که انقد ضعیفه این بچه نمیتونه تخته رو ببینه و به خاطر همین تو درساش هم ضعف داره و از اون سمت ذوقش وقتی بهش گفتی میبریش دکتر و براش عینک میگیری تا بتونه درساشو خوب بخونه . دیدن دلتنگی خوشگل خانومی که به خاطر این که روستای خودش دبیرستان نداره مجبور شده بیاد توی خوابگاه بمونه تا بتونه دیپلم بگیره و هر شب دم غروب اشک میریزه و بعدش خوشی اون لحظه که بغلت میکنه به کردی میگه من شمارو خیلی دوست دارم.

طعم تلخ و شیرین این روزا مخلوط شده ، نمیدونم که کدومش بیشتره ولی اینو میدونم که من برای اولین بار تو زندگیم تو جای درست قرار گرفتم و خدارو شکر میکنم از این سعادتی که دارم .

برام دعا کنید ، دعا کنید که بتونم تمام سی سالی که به این بچه ها خدمت کنم توان داشته باشم که قد همین روزا براشون وقت بذارم و اگر تونستم بهشون کمکی کنم ...

عاشق تلخی شیرین این روزها هستم ...

برچسب‌ها: معلمانه
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
نایت اسکین-ابزار گوکل پلاس
Neda Ahmadi

Create Your Badge