شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

دار


پاهایم زنجیر شده 
به مهربانی 
آغوش طناب دار! 

دلتنگ 3

دلتنگم 
به اندازه تمام آغوش هایی 
که به من بدهکاری

خانه ای روی آب

وقتی که تو باشی 
آرامم حتی در خانه ای روی آب !


عطر نبودنت


خسته که میشوم از نبودت
عطر تورا به دستانم میزنم 
و موهایم را نوازش میکنم
آن وقت غرق میشوم
در خاطرات بودنت !





برای نبودنت ...


پاییز که گذشت ؛
زمستان را هم بی تو قدم میزنم ، شاید 
بهار که بیاید ، تو هم بیایی
***

وقت رفتنت 
سنگ شدم تا بغضم را نفهمی 
اما بغض جوشید از چشمانم ...

دلخوری از بغض پری می فهمم
ناراحتی غصه داری می فهمم
دلواپس فردای با من بودنی
دلگیری از من اما درگیر منی

داری دل می زنی دل می کنی تو کم کم
من بهت حق میدم من حالتو می فهمم
داری دل می زنی دل می کنی تو کم کم
من بهت حق میدم من حالتو می فهمم

نبض احساستو می گیرم و حالت خوش نیست
این دفعه نیت من خیره تو فالت خوش نیست
دارم می بازمت ای داد بیداد
خودم کردم که لعنت بر خودم باد
دارم می بازمت ای داد بیداد
خودم کردم که لعنت بر خودم باد