شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

persian gulf


تو دوره ای زندگی میکنیم که همه مارو له میکنن که به خواسته هاشون برسن ، تو این دوره وجدان اونقد بی معنی شده که نمیتونی توقع داشته باشی ادما فقط به حق خودشون قانع باشن، قشنگ اینه که توام  تلاش کنی ، نه برای اینکه مثه اونا شی ، نه ؛ برای این که از داشته هات مراقبت کنی . این داشته ها هم مادیه هم معنوی، هم فردیه هم اجتماعی ، هم قومیه هم ملی! 

این روزا اصلا حال ایران خوب نیست ، از شمال خودی بهش خنجر زده و داره چشمشو گور میکنه ، داره دریاچه ارومیه رو خشک میکنه ، تو قلبش دارن پاسارگاد و تخت جمشید رو به آب میدن ، و تو جنوبش ! غریبه ها دست گذاشتن رو دریای پارسی مون  ،دست گذاشتن رو جزیره های سه گانه مون ! 

تو رو خدا به خودمو ن بیایم ، این حقه منه که فردا روزی بچه مو ببرم کنار خلیج و بگم : هی پسر/دخترم این دریای پارسیه  ! همون خلیجی که از ابتدا همین نام پارس رو به خودش دیده ، همونی که تو رگاش عشق سرزمین پارسی جریان داره ! 

دوس ندارم بگم که اینجا یه روزی دریای پارسی  بوده ! 

ایرانی تو دنیا کم نداریم ، خدارو شکر همه جای دنیا پستای کلیدیش دسته ایرانیاس ! اصلا پست کلیدی هم نگیم همه جای دنیا پره از ادمای ایرانیه معمولی ! اما همه ما میتونیم برای حفظ میراث ملیمون کمک کنیم . فقط باید به خودمون بیایم ! 



دانلود آهنگ خلیج فارس از حمید حامی 


این چن تا موردی که گفتم ، چن تا از بلاهایه که دارن سر ایران میارن ، خشک شدن دریاچه بختگان ، باتلاق گاو خونی ، از بین  بردن مرداب انزلی ، از بین بردن میراث تاریخی و فرهنگیمون، حذف گوشه مهمی از تاریخمون از کتاب های درسی که هم شامل ایران باستان و هم شامل تاریخ معاصر ما میشه و خیلی چیزای دیگه که حوصله این متن خارجه ! لطفا کمی بیشتر درگیر اوضاع ایرانمون بشید . ایران سر زمین ماست ! ویرونش نکنیم ! 

* دو تا وبلاگه دیگه ام تعطیل شدن و از این به بعد همین جا پستای مربوط به اونارم میزارم !

سکوت


کاش میشد سکوت رو نوشت 


تو لحظاتی که پر از بی حرفی ام ! 


علی لهراسبی - راهرو 




از این راهرو یک نفر رد شده ، که عطرش همونه که تو میزنی

برای به زانو درآوردنم ، تو از مرگ حتی جلو میزنی

از این راهرو یک نفر رد شده ، مثل وقتایی که تو ناراحتی

نفس میکشم با تمام وجود ، عجب عطر خوبی زده لعنتی

یه جوری دلم تنگ میشه برات ، محاله بتونی تصور کنی

گمونم نمیتونی حتی خودت ، جای خالیتو تو دلم پر کنی

صدات میکنم تا همه بشنون ، جواب صدام غیر پژواک نیست

من اونقدر شکستم حس می کنم که ، هیچ ارتفاعی خطرناک نیست

یه جوری دلم تنگ میشه برات ، محاله بتونی تصور کنی

گمونم نمی تونی حتی خودت ، جای خالیتو تو دلم پر کنی

مزخرف تمام !

امروز روز روز خوبی بود 

صب با زنگ گوشی بیدار شدم ، رفتم صورتمو شستم ، از دسشویی که اومدم بیرون ، مامانم خوابالو وایساده بود جلو در، گفتم سلام مامانی ، خوبی ؟

گفت تولدت مبارک دخترم 

ای جانم عزیزم 6 صب بیدار شده که منو بوس کنه تولدمو تبریک بگه ! 

خوشگل ترین حس دنیارو داشتم اون لحظه . من واقعا خوشبختم!  خدایا شکرت 




ولی بعد تبریک مامانی ، از بین همه کسایی که امروز بهم تبریک گفتن تبریک مجتبا یه چی دیگه بود  مجتبا جونم مرس خیلی دوس داشتم این شعرو : 


دو چشم من قرار می خواهد 

دلم ستاره دنباله دار میخواهد 

بیا بخند که امشب طلوع یعنی تو 

زمین یخ زده ما بهار میخواهد

قسم به دوستی بینمان که راوی عشق 

برای اسب سفیدش سوار میخواهد 

و تو، ستاره بختی ، ستاره امید 

دلم حضور تورا بیشمار میخواهد

دوباره جشن تو ، دوباره میلادت 

                                                بیا بخند که این دل قرار میخواهد ...



بارن اردیبهشت !


نه  ماه تموم باری بودم روی شونه های ظریفت ، عاشقانه مراقبم بودی. لگد میزدم، از درد اخمات توی هم میرفت ؛اما تو ، عاشقانه دستتو روی شکمت میزاشتی  و باهام حرف میزدی .

نه ماه تموم صدای قلبت لالایی هر سبم بود ، هنوزم به این لالایی وابسته ام ! همه سختیارو مادرانه تحمل کردی ، تا رسیدی به همچین شبی ! 

اون شب خونه دوست بابا مهمون بودید ، بعد از شام بود که رفتی کمک مریم خانم تو آشپزخونه ، دردت گرفته بود ، از سر شب کلافه بودی ولی هی خودخوری میکردی و هیچی نمیگفتی . مریم خانم یهو متوجه تو میشه که داری از درد به خودت می پیچی . میرسوننت به بیمارستان . 

بیمارستان ایران مهر تو دو راهی قلهک . 

ببخشید  مامانی ! من خیلی اذیتت کردم تا دنیا بیام ، تو از درد می پیچیدی و من دلم نمیخواس از وجود تو جدا شم ، ارامش وجود تو نمیخواسم از دس بدم و تو بیشتر درد کشیدی ، تا رسیدیم به 2 اردیبهشت، به 7 صبحش و من بالاخره به دنیا اومدم ! 

عادت دارشتم به صدای تپش قلب تو ! برای همین نتونستن حتی یه لحظه منو از تو جدا کنن ،  مجبور شدن منو بزارن ر و شکم تو که با صدای قلبت چشمامو ببندم و آروم شم 

حالا بیست و چهار سال گذشته ، هنوزم هیشکی نمیتونه تو رو ازم جدا کنه ! هنوزم صدای قلبت آرامشمه . 


مامانی ،

   مامان خدیج ،

           بیشتر از هر چیزی و هر کسی تو این دنیا دوستت دارم !


می دونم دختر خوبی نبودم برات اما ، عاشقتم .  

ممنونم که مامانیه منی ! 



2- بیست و چهار سال شد! دلگیرم از خودم تو جایگاهی نیستم که بچه گیام ارزوشو داشتم ! 



3-  گم شد شادی میلادم ؛

                            در شوق آمدن تو! 

                                    اما شادترین خاطره ام شد 

                                                    بودن و ماندت در کنارارم ! 


 4- خواهرم چن روز پیش از کربلا اومد و امروز خونه ما مهمونیه برگشتش بود ، تو این شلوغیا نشد که به تولدم فکر کنم ولی همه یادشون بود و بهم کادو دادن ! 


5- کاش سهراب نمیرفت به این زودی ها ....

متاسفانه درست یک روز قبل از تولد من تو سال 1359 سهراب سپهری فوت کرد. دلگیرم از رفتنه شاعر محبوبم 


6- میگن اگه زیر بارون اردیبهشت دعا کنی ، حتما مستجاب می شه وامروز اولین بارون اردیبهشت بارید . من فقط خدا رو شکر کردم به خاطر این که مامانمو دارم ! 

اعتماد به عشق


- منو نمیخوای ؟

- نه! 

-تو چشام نگاه کن ، اگه تونستی بگو نه ! 

- ...

- می دونم تو چشام نگاه کنی ذوب میشی ! اونوقت دیگه نه نمیگی ! 

- هه ! چه اعتماد به نفسی ! 

- اعتماد به نفس نیست ! اعتماد به عشقه !