شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

من یک دخترم!!

من یک دخترم !
هر روز صبح چشم میگشایم و در ایینه به خود مینگرم و به خودم میگویم  دختر خوبی باش!!!چون شما هرروز همین را میخواهید !هر روز میگووید دختر خوب باید ... ! دختر خوب نباید ...!!!
خسته ام از تمام باید ها و نباید ها .
من عاشق رقص زیر بارانم ،اما ...
من عاشق صعودم ،عاشق تنهایی در کوهستان ، اما ..
همیشه گذشته ام از تمام خواسته هایم؛فقط برای یک کلیشه !برای انکه دختر خوبی باشم!
هر روز خسته تر و شکسته تر میشوم زیر بار این باید ها و نباید ها!
چرا من یک دخترم ؟؟؟
خدایا ! چون من یک دخترم حق ازادانه تصمیم گرفتن ندارم ؟؟؟؟؟؟
من بی بند  باری نمیخواهم اما ارزوهای از دست رفته بغضی شده در گلویم!میدانم که عاقبت این بغض روح مرا میکشد !چرا از ارزوهایم دست بکشم ؟؟؟فقط چون یک دخترم ؟؟؟؟به خاطر تمام باید ها و نباید هایی که شما میگوید ؟؟؟؟؟
لطفا بس کنید، یک بار هم مرا درک کنید  !!! من فقط یک دخترم با یک دنیا ارزوی از دست رفته!

شعری برای خودم

شعر ستاره با صدای خودم



برای شنیدن شعر اینجا کلیک کنید.






ستاره صبح

من با توام

هرگاه ،

نگاهت تنهاست و

دلت تنگ است !

کلامی بگو

     که من برای شنیدن

                         کنارتوام !

شانه هایم برای تو ،

   تمام غمت مال من !

لبخند هایم برای تو ؛اما

فراموش نکن

من کنار توام

            هر بار که غمگینی !

کاش بگذاری

     ستاره صبح

          شبهای غمت

                 من باشم !!




« برای ناب ترین لبخندت  »


برف


تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری،
 آرزو میکنم هر روز زمین بخورم!
کاش تابستانها هم برفی بود !



برای بچه های گروه جوانان ایران زمین !