
نوروز بود و ما بودیم نالان از شلوغی مردمان در کوی و خیابان . مانده بودیم در کف این و آن که گرانی هست پس چرا دوانید از این بازار به آن ؟؟
بی جواب ماند در آخر این سوالمان؛ اما در میان این شلوغی چیز دیگر بود دردمان. مدتی بود مثل کوزت در ژان والژان، هر روز پشت ویترین مغازه ی کنج میدان مینشستیم به تماشای لباسی الوان؛ لیک نبود آهی در بساطمان , بعد از شکستن قلکمان دمه نوروز رفتیم سراغ لباس خندا ن ، لیک مغازه دار گرفت بدجور حالمان .
- این چه وقت خرید است بانو ؟؟؟
- بی خیال وقت لباس ما کو ؟
- دیر آمدی بانو ، هر چه بود و نبود ملت کردند جارو
چهره مان شد آویزان ، دردمان نشد درمان و ؛ این چنین شد که گرفته شد حالمان در ابتدای نوروز امسالمان، خدا به داد رسد تا آخر سالمان.
به انگیزه ششم فروردینماه , نوروز بزرگ , زاد روز زرتشت پیامبر

آرامگاه اشو زرتشت
مزار شریف در افغانستان آرامگاه زرتشت استپاینده ایران وایرانی

پ.ن.1 : از این به بعد بیشتر از زرتشت و قهرمانان ایران باستان مینویسم . چون فکر میکنم خیلی چیزا رو فراموش کردیم .
پ.ن.2 :روی عبارت " زاد روز زرتشت مبارک " کلیک کنید .
---
من یه عذر خواهی بدهکارم به آقای آرین یوشی عزیز نویسنده این مطلب ، متاسفانه من این مطلب رو از یکی از گروه های فیس بوک کپی کردم که در اونجا اسمی از نویسنده درج نشده بود و من هم اشتباه بزرگتری کردم و اون این بود که وقتی ای ن مطلب رو اینجا گذاشتم ننوشتم که نویسنده این پژوهش رو نمیشناسم و این باعث شده تا تعدادی از دوستان فکر کنن من این رو نوشتم که اصلا درست نیست.
خوشبختانه از اقبال بلند من ، امشب افتخار آشنایی با نویسنده واقعی این مطلب رو داشتم . جناب یوشی عزیز امیدوارم عذرخواهی رسمی من رو بپذیرید .

نوروز جشنی با قدمتی چندین هزار ساله است، که در مورد تاریخچه آن اطلاعات مختلفی داده می شود. این جشن مهمترین جشن ایرانیان و آغاز سال نو است که سفره هفت سین نیز تمام نمادهای باروری را برذ همین اساس در خود جای داده است. از تاریخ دقیق نوروز اطلاعاتی در دست نیست اما آخرین شواهد به دست آمده نوروز را به زمان اشکانیان می رساند. پس از آن از نوروز در زمان ساسانیان اطلاعات بیشتری در دست است. اما داستان نوروز داستانی عاشقانه است، شادمانی های نوروز و حاجی فیروز برای بازگشت دوموزی از زیرزمین و آغاز دوباره باروری در روی زمین است.
اما در این زمینه دکتر کتایون مزداپور،استاد زبان های باستانی و اسطوره شناس با دسترسی به اطلاعات جدید در زمینه نوروز و حاجی فیروز(بازگشت به دنیای مردگان) مطالبی جذابی را مطرح کرده است. نوروز جشنی مربوط به پیش از سفر آریایی ها به این سرزمین است لااقل از دو سه هزار قبل این جشن در ایران برگزار می شده و به احتمال زیاد با آیین ازدواج مقدس مرتبط است. تصور می شده که الهه بزرگ، یعنی الهه مادر، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند.(اینانا یا ایشتر که در بین النهرین است عاشق 'دوموزی' یا 'تموز' می شود (شاه)و او را برای ازدواج انتخاب می کند.)


همیشه سعی کردم دوست خوبی باشم ، اونقدر خوب که همیشه و هر جا و برای هر چیزی دوستام بتونن روم حساب کنن . اونقدر سعی کردم همیشه برای دوستام باشم که فکر کنم اهمیتمو تو زندگیشون از دست دادم ، شدم یکی از روزمرگی های زندیگشون ، من هیچوقت اجازه ندادم کسی برام دلتنگ بشه ، میدونید چرا ؟؟ چون همیشه بودم ، همیشه به همه زنگ میزنمو حالشونو میپرسم باهمه مشغله ای که دارم ولی حواسم به همه دوستام بوده و هست . برای همین کسی فرصت دلتنگ شدن پیدا نکرده چون تا به من فکر میکرده من کنارش بودم .
چن وقت پیشا یه اتفاقاتی افتاد و یه حرفایی شنیدم که باعث شد این عات و ترک کنم ، که برای همه نباشم ( البته هنوز کاملا ترکش نکردم ) که همیشه نباشم ، که همه ازم بی خبر شدن و میدونید جالب چیه ؟ هیچ کس متوجه نبودنم نشد ! هیچ کس !
بعد از مدت ها یکی از اونایی که هر روز بهش زنگ میزدم و فکر میکردم اگه من نباشم دلش برام تنگ میشه بهم زنگ زد !
خدایی نکرده فکر نکنید دل تنگم شده بودا ، نه ! ایشون برای یه کاری کمک میخواستن ! تازه من متهم شدم به بی معرفتی و این که جدیدا خیلی خودمو میگیریم ! تازه جالبتر قضیه میدونی چیه ؟وقتی بهش گفتم معذرت در این زمینه نمیتونم کمک کنم ، گفت مامانش کارش داره و دوباره خودش بهم زنگ میزنه و الان از اون موقع تقریبا یه ماهی میگذره!
ü نمیخوام اول سال 91 رو با دلخوری شروع کنم ، برای همین اینارو نوشتم . اینارو نوشتم که بگم همه چیز و فراموش کردم،میخوام زندگی مو از نو بسازم و میخوام تو انتخاب دوستام بیشتر دقت کنم و البته میخوام به اونا هم فرصتی بدم تا برام دلتنگ بشن !
ü امروز هر چی کینه و خاطره بد از سال 90 داشتم نوشتم روی یه کاغد ، کاغذم تو حیاط پای درخت توت مون خاک کردم. 91 قراره برای من خیلی چیزای خوب همراه داشته باشه ، پس پاکه پاک میرم به سمتش .
ü مخاطب خاص تو زندگی من خداس ! مهم نیست روی زمین نیمه گمشده ندارم ، اخه من از وجوده پروردگارم به وجود اومدم پس خودش گمشده منه ، اگه تو نوشته هام حرفی از مخاطب خاص میاد فقط برای اینه که میخوام برای نوشته های زمینی یه سوژه زمینی داشته باشم . البته باید بگم تمام کسایی که همیشه بهم سر میزنن مخاطب خاص نوشته های من هستن ، اما تو زندگی شخصیم جز خدای خودم مخاطب خاص ندارم .
ü نوروز روز لبخند های بی بهونه اس، ارزو میکنم تو این روز تو دل هیچ کس غم نباشه و دلش تنگ نباشه ؛ اگه برای فردا دلت گرفته چشماتو ببند و به مخاطب خاص بگو سپردمش به خودت ! اونوقت فردا برات یه معجره پیش میاد و اونوقت لبخند هم بی بهونه مهمونن لبهات میشه .
شاد ترین نوروز
رو براتون ارزو میکنم و میخوام بدونید
شیرین ترین عیدی برای فردا
لبخندهای شماش ! پس برای فردا عیدی من یادتون نره ! 
عکس برای هفت سین سال 90 خودمونه ، هنوز برای امسال رو نچیدم؛ همین که بچینم عکسشو میذارم ، اون کتابی هم که گذاشتم شاهنامه فردوسیه :)
" نـــــــــــــوروزتان پـــــــــیروز "