شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

حکایت ست بانو و نوروز



نوروز بود و ما بودیم نالان از شلوغی مردمان در کوی و خیابان . مانده بودیم در کف این و آن که گرانی هست پس چرا دوانید  از این بازار به آن ؟؟

بی جواب ماند در آخر این سوالمان؛ اما در میان این شلوغی چیز دیگر بود دردمان. مدتی بود مثل کوزت در ژان والژان، هر روز پشت ویترین مغازه ی کنج میدان مینشستیم به تماشای لباسی الوان؛ لیک نبود آهی در بساطمان , بعد از شکستن قلکمان دمه نوروز رفتیم سراغ لباس خندا ن ، لیک مغازه دار گرفت بدجور حالمان .

- این چه وقت خرید است بانو ؟؟؟

- بی خیال وقت لباس ما کو ؟

- دیر آمدی بانو ، هر چه بود و نبود ملت کردند جارو

چهره مان شد آویزان ، دردمان نشد درمان و ؛ این چنین شد که گرفته شد حالمان در ابتدای نوروز امسالمان، خدا به داد رسد تا آخر سالمان.

افتخار اصغر فرهادی و ایران




مجله ی TIME صد چهره ی تاثیرگذار جهان را انتخاب می کند و نام اصغر فرهادی در بین اسامی پیشنهادی دیده می شود. کاربران تا 6 آوریل فرصت دارند تا به این اسامی رای دهند و لیست نهایی 100 چهره ی تاثیرگذار جهان، 17 آوریل منتشر خواهد شد.
اگر می خواهید نام اصغر فرهادی جزو این لیست باشد از طربق لینک زیر پرسش "Should Asghar Farhadi be on the list" گزینه ی Definitely را انتخاب کنید.

http://www.time.com/time/specials/packages/article/0,28804,2107952_2107953_2109940,00.html

به افتخار اصغر فرهادی و ایران منتشر کنید
***
پ.ن 1 : هی مخاطب خاص ، چی میشه یه کم شبیه پسر خاله باشی ؟؟ 
همون قدر با مرام و همون قدر مرد باشی ! 

زاد روز زرتشت مبارک

به انگیزه ششم فروردینماه , نوروز بزرگ , زاد روز زرتشت پیامبر


زاد روز زرتشت مبارک 






آرامگاه اشو زرتشت

مزار شریف در افغانستان آرامگاه زرتشت است
بر افراشتن درفش کاویانی در زادروز زرتشت پاک در کنار آرامگاه او

در اوستا ، شاهنامه فردوسی و کتابهای تاریخ ایران نوشته شده ، زرتشت پاک در سنّ 77 سالگی , زمانی که در آتشگده ( انوش آذر ) در بلخ به اتفاق 80 نفر از هیربدان و موبدان به نیایش خداوند مشغول بود ، توسط شخصی تورانی از سرداران سپاه ارجاسپ به نام( تور برا ترش TUR E BERAATOROSH ) کشته شد.
از زمانی بسیار دور مردمانی بسیار, از دور و نزدیک همه ساله در نخستین روز فروردین ماه ،نو روز ، به شهر مزار شریف در استان بلخ افغانستان آمده در کنار مقبره ای که در عکس میبینید و در محل به آرامگاه علی امام اول شیعیان منصوب است, به جشن و شادمانی میپردازند ، میدانیم که امام اول شیعیان هیچگاه به آن منطقه سفر نکرد ، نه وفات و نه تولد او در ماه فروردین نبوده ، جنازه او به دلایل بسیار نمیتوانست از نجف به بلخ منتقل شود ,درنزدیک به 1400 سال پیش چگونه مینوانستند یک جنازه را به فاصله 3000 کیلومتری منتقل کنند ؟ ...... اما, زاد روز(تولد) زرتشت در ششم فروردین است ، زرتشتیان هیچگاه بر سر گور بزرگان شیون و مویه نمیکردند ولی زاد روزشان را به خوبی جشن میداشتند, هنوز پس از هزاران سال ، شرکت کنندگان در این مراسم درفشی به بلندی ۲۰ متر و به رنگهای سرخ ، زرد و بنفش را بر افراشته میکنند, درفش کاویانی آنگونه که در شاهنامه فردوسی به روشنی بیان شده است، با سه پارچه سرخ و زرد و بنفش، آذین میشده است و درفش مزارشریف نیز با سه پارچه سرخ و زرد و بنفش،در کنار بنای مذکور برافراخته میشود.
. بلخ همیشه در فرهنگ و تاریخ ایران جایگاهی ویژه داشته است، مردمان این شهر پس از ویرانی آن به دست ,,قیس بن هیثم ,,فرمانده سپاه ویرانگر تازیان ، شهر جدید بلخ را در بیست کیلومتری شرق آن بنا کردند که امروزه به نام ,, مزارشریف ,, شهرت دارد. امروزه بر این گمانیم که مزارشریف، آرامگاه زرتشت پیامبر است. این مکان از دوره باستان مقدس بوده و در کتابهای تاریخ اشارات زیادی به آن شده ،
واعظ بلخی می نویسد: به اسانید ( سندها) منقول است از عبدالله عمر که مهتر عالم ( منظور پیامبر مسلمانان است ) فرمود که, در زمین خراسان در شهر بلخ تلی (تپه ای ) است که آن را تل وشتاسب (گشتاسپ ) خوانند و بر آن روضه پیغامبری است که در روز محشر از این امّت با وی هفتاد هزار شهید جمع شوند.,,,,,, 
صاحب فضائل بلخ می نویسد : سیّد عالم ( ع ) می فرماید که ابراهیم خلیل- صلوات الله علیه- با فرشته ای که با او بود و آن فرشته موکّل زمین بود , بر شهر بلخ می گذشت، به موضعی رسید که آن را ,, اسپریس,, می خوانند ( اسپریس واژه ای پارسی است به معنی میدان اسب دوانی اسپ + ریس ) و میدان آن شهر است. گفت: این چه جایی است؟ فرشته گفت : یا خلیل الله فرود آی که این بقعه ای مبارک است و در وی پیغامبری مدفون است.و از رسول ( ص ) مروی است که بر تل گشتاسب ایوب صابر , آسوده است و به هر دروازه هفتاد هزار فرشته است ……………………. فضایل بلخ، برگ 24-25 ( کتاب فضایل بلخ در 610 هجری نوشته شده ) 
استاد و پژ.هشگر هم دوران ( معاصر ) هاشم رضی ، به استناد مطالب کتاب فضایل بلخ این نکته را مطرح کرده و آن را قطعی میداند. از عبدالله عمر رضی الله عنه روایت میشود... که: در ناحیت مشرق شهریست که آن را بلخ میخوانند و وی شهر جباران و متکبران است... و شهر بلخ بنا کردة قابیل است کشندة هابیل و مرقد و مشهد هابیل در موضعی است که آن را در میدان گشتاسب میخوانند این روایات میتوانند دست کم اشارهای به وجود یک گور تاریخی در مزار شریف و احتمالاً آرامگاه زرتشت محسوب شوند (شاپور رواسانی، جامعه بزرگ شرق، ص196 ) . ریاضی هروی (تاریخنگار و شاعر پارسیگوی اهل هرات ) می گوید:
در امّ البلاد بلخ 1099 نفر از انبیاء و اولیاء از آن جمله حضرت شیث و حضرت ایّوب مدفون هستند . 
دکتر حسین وحیدی در کتاب,,شهر روشن زرتشت,, به نقل از پژوهش دکتر صادق کیا می نویسد که: .......چندی نگذشت که یاران زرتشت پیکر او را بر گرفتند و به آرامگاه بزرگ بردند ، صادق کیا می نویسد : مزار شریف در افغانستان آرامگاه زرتشت است .

پاینده ایران وایرانی


 


پ.ن.1 : از این به بعد بیشتر از زرتشت و قهرمانان ایران باستان مینویسم . چون فکر میکنم خیلی چیزا رو فراموش کردیم . 

پ.ن.2 :روی عبارتزاد روز زرتشت مبارک " کلیک کنید  .


نوشته آرین یوشی 


---

من یه عذر خواهی بدهکارم به آقای آرین یوشی  عزیز نویسنده این مطلب ، متاسفانه من این مطلب رو از یکی از گروه های فیس بوک کپی کردم که در اونجا اسمی از نویسنده درج نشده بود و من هم اشتباه بزرگتری کردم و اون این بود که وقتی ای ن مطلب رو اینجا گذاشتم ننوشتم که نویسنده این پژوهش رو نمیشناسم و این باعث شده تا تعدادی از دوستان فکر کنن من این رو نوشتم که اصلا درست نیست. 

خوشبختانه از اقبال بلند من ، امشب افتخار آشنایی با نویسنده واقعی این مطلب رو داشتم . جناب یوشی عزیز امیدوارم عذرخواهی رسمی من رو بپذیرید . 

عاشقانه نوروز



نوروز جشنی با قدمتی چندین هزار ساله است، که در مورد تاریخچه آن اطلاعات مختلفی داده می شود. این جشن مهمترین جشن ایرانیان و آغاز سال نو است که سفره هفت سین نیز تمام نمادهای باروری را برذ همین اساس در خود جای داده است. از تاریخ دقیق نوروز اطلاعاتی در دست نیست اما آخرین شواهد به دست آمده نوروز را به زمان اشکانیان می رساند. پس از آن از نوروز در زمان ساسانیان اطلاعات بیشتری در دست است. اما داستان نوروز داستانی عاشقانه است، شادمانی های نوروز و حاجی فیروز برای بازگشت دوموزی از زیرزمین و آغاز دوباره باروری در روی زمین است.


اما در این زمینه دکتر کتایون مزداپور،استاد زبان های باستانی و اسطوره شناس با دسترسی به اطلاعات جدید در زمینه نوروز و حاجی فیروز(بازگشت به دنیای مردگان) مطالبی جذابی را مطرح کرده است.  نوروز جشنی مربوط به پیش از  سفر آریایی ها به این سرزمین است لااقل از دو سه هزار قبل این جشن در ایران برگزار می شده و به احتمال زیاد با آیین ازدواج مقدس مرتبط است. تصور می شده که الهه بزرگ، یعنی الهه مادر، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند.(اینانا یا ایشتر که در بین النهرین است عاشق 'دوموزی' یا 'تموز' می شود (شاه)و او را برای ازدواج انتخاب می کند.)


الهه یک روز هوس می کند که به زیرزمین برود،وی در زیر زمین خواهری دارد. اینانا تمام زیورآلاتش را به همراه می برد. او باید از هفت دروازه رد شود تا به زیرزمین برسد. خواهری که فرمانروای زیرزمین است، بسیار حسود است و به نگهبان ها دستور می دهد در در هر دروازه مقداری از جواهرات الهه را بگیرند. 

در آخرین طبقه نگهبان ها حتی گوشت تن الهه را هم می گیرند و فقط استخوان هایش باقی می ماند. از آن طرف روی تمام زمین باروری متوقف می شود. نه درختی سبز می شود، نه گیاهی هست و نه زندگی. و هیچکس نیست که برای معبد خدایان فدیه بدهد و آنها که به تنگ آمده اند جلسه می کنند و وزیر الهه را برای چاره جویی دعوت می کنند. الهه که پیش از سفر از اتفاق های ناگوار آن اطلاع داشته، قبلا به او وصیت کرده بود که چه باید بکند.

به پیشنهاد وزیر خدایان موافقت می کنند یک نفر به جای الهه به زیرزمین برود تا او بتواند به زمین بازگردد و باروری دوباره آغاز شود. در روی زمین فقط یک نفر برای نبود الهه عزاداری نمی کرد و از نبود او رنج نمی کشید؛ و او دوموزی شوهر الهه بود. به همین دلیل خدایان مقرر می کنند. نیمی از سال را او و نیمه دیگر را خواهرش که "گشتی نه نه" نام دارد، به زیرزمین بروند تا الهه به روی زمین بازگردد. 

دوموزی را با لباس قرمز در حالی که دایره، دنبک، ساز و نی لبک دستش می دهند، به زیرزمین می فرستند. شادمانی های نوروز و حاجی فیروز برای بازگشت دوموزی از زیرزمین و آغاز دوباره باروری در روی زمین است.

منبع : افتاب

ادامه مطلب یادتون نره !

ادامه مطلب ...

عیدی من یادت نره!



همیشه سعی کردم دوست خوبی باشم ، اونقدر خوب که همیشه و هر جا و برای هر چیزی دوستام بتونن روم حساب کنن . اونقدر سعی کردم همیشه برای دوستام باشم که فکر کنم اهمیتمو تو زندگیشون از دست دادم ، شدم یکی از روزمرگی های زندیگشون ، من هیچوقت اجازه ندادم کسی برام دلتنگ بشه ، میدونید چرا ؟؟ چون همیشه بودم ، همیشه به همه زنگ میزنمو حالشونو میپرسم باهمه مشغله ای که دارم ولی حواسم به همه دوستام بوده و هست . برای همین کسی فرصت دلتنگ شدن پیدا نکرده چون تا به من فکر میکرده من کنارش بودم .

چن وقت پیشا یه اتفاقاتی افتاد و یه حرفایی شنیدم که باعث شد این عات و ترک کنم ، که برای همه نباشم ( البته هنوز کاملا ترکش نکردم ) که همیشه نباشم ، که همه ازم بی خبر شدن و میدونید جالب چیه ؟ هیچ کس متوجه نبودنم نشد ! هیچ کس !

بعد از مدت ها یکی از اونایی که هر روز بهش زنگ میزدم و فکر میکردم اگه  من نباشم دلش برام تنگ میشه بهم زنگ زد !

خدایی نکرده فکر نکنید دل تنگم شده بودا ، نه ! ایشون برای یه کاری کمک میخواستن ! تازه من متهم شدم به بی معرفتی و این که جدیدا خیلی خودمو میگیریم ! تازه جالبتر قضیه میدونی چیه ؟وقتی بهش گفتم معذرت در این زمینه نمیتونم کمک کنم ، گفت مامانش کارش داره و دوباره خودش بهم زنگ میزنه و الان از اون موقع تقریبا یه ماهی میگذره!


ü      نمیخوام اول سال 91 رو با دلخوری شروع کنم ، برای همین اینارو نوشتم . اینارو نوشتم که بگم همه چیز و فراموش کردم،میخوام زندگی مو از نو بسازم و میخوام تو انتخاب دوستام بیشتر دقت کنم  و البته میخوام به اونا هم فرصتی بدم تا برام دلتنگ بشن !

ü      امروز هر چی کینه و خاطره بد از سال 90 داشتم نوشتم روی یه کاغد ، کاغذم تو حیاط پای درخت توت مون خاک کردم. 91 قراره برای من خیلی چیزای خوب همراه داشته باشه ، پس پاکه پاک میرم به سمتش .

ü      مخاطب خاص تو زندگی من خداس ! مهم نیست روی زمین نیمه گمشده ندارم ، اخه من از وجوده پروردگارم به وجود اومدم پس خودش گمشده منه ، اگه تو نوشته هام حرفی از  مخاطب خاص میاد فقط برای اینه که میخوام برای نوشته های زمینی یه سوژه زمینی داشته باشم . البته باید بگم تمام کسایی که همیشه بهم سر میزنن مخاطب خاص نوشته های من هستن ، اما تو زندگی شخصیم جز خدای خودم مخاطب خاص ندارم .

ü      نوروز روز لبخند های بی بهونه اس، ارزو میکنم تو این روز تو دل هیچ کس غم نباشه و دلش تنگ نباشه ؛ اگه برای فردا دلت گرفته چشماتو ببند و به مخاطب خاص بگو سپردمش به خودت ! اونوقت فردا برات یه معجره پیش میاد و اونوقت لبخند هم بی بهونه مهمونن لبهات میشه .

شاد ترین نوروز رو براتون ارزو میکنم و میخوام بدونید  شیرین ترین عیدی  برای فردا لبخندهای شماش ! پس برای فردا عیدی من یادتون نره



عکس برای هفت سین سال 90 خودمونه  ، هنوز برای امسال رو نچیدم؛ همین که بچینم عکسشو میذارم  ، اون کتابی هم که گذاشتم شاهنامه فردوسیه :) 



"  نـــــــــــــوروزتان پـــــــــیروز "