شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

انتظار تو شیرین است 

مثل لذت بردن از 

افتاب بی جان عصر پاییز




سرخ

سرخ شدم 

مثل سیب 

شاید به شوق بیایی 

برای چیدنم 



والس با باران


برایت میرقصم 

بی پروا 

بی ترس 

و با عشق

روزی از همین روزها 

و تو غزق میشوی 

در تماشای زنی که 

با ریتم باران 

برایت با لبخند میرقصد 



اهم اهم

خواستم بگم من هنوزم ندام 


با این که نمینویسم ، با این که نمیخونم ولی بازم همون ندای قبلم و این که به زودی برمیگردم

بغلم کن

یک روزغرق میشوم 
میان هیجان دوست داشتنی 

بازوانت 


*****

خنجر تیز کرده اند 
چشم هایشان
برای شکار لحظه جدایی ما 
محکم بغلم کن  
تا اثبات کنیم 
عشق ما تمام نمیشود ...


****


کوچه های شهر مست شده اند 
از  عطر آغوشی که 
فقط مال من بود 


****

کودکانه لوس میشوم 
برای لمس زنانه آغوشت 


****


بیا قایم باشک بازی کنیم 
  خدا هم نمیتواند پیدایم کند
وقتی
در آغوش تو پنهان میشوم