شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

...


خط های موازی
پیامبر فاصله ها نیستند 
گاهی ریل میشوند
تا تو به من برسی 

جنازه بعد از تو !

سرد تر میشود تنم 
حتا سرد تر از مرده ها 
وقتی 
آغوشت نیس که گرمم کند 

بی بهونه ها







 

**1**
این روز ها قهرمان شده ام 
قهرمان قصه محبوب تو 
پالتوی بلند مشکی می پوشم 
شب ها قدم میزنم 
و تلخ قهوه میخورم 
تنها یک فرق است 
قهرمان تو 
میان صفحات کتاب 
در دستان تو زنده بود 
و من 
میان دنیا 
دور از تو مرده ام !‌

**2**
 
مثل عطر ریواس 
وسوسه گر است 
لب هایت 
و من 
هم پرواز با مرغ شب 
لذت ترش لبانت را میچشم  
 
 
**3**
 
دم غروب 
آب پشت رفتنت میپاشم 
که طلوع فردا 
تو کنارم باشی

عصر جمعه ای ها


1

شاهزاده قصه شدم 
قصه ای که  خیلی پیش تر ها 
قهرمانش مرده  بود


2

هشدار
با احتیاط مرور کنید !‌
خاطرات بودنت اعتیاد اورند


3

تو سهم منی از دنیا !‌
بفهم که حق بخشیدن خودت
به دیگری را نداری ،‌
بفهم !‌


4

تنها رنگ زندگی ات بودم 
حیف که فکر میکردی
سیاه و سفید شیک تر است !‌

خودکشی

برای نبودنت در قلبم 
تلاش نکن 
من جسارت مرگ ندارم