| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
تاکسی سوار شدم برم مترو گلشهر میخواستم برم سمت تهران.
جلو مترو که از تاکسی پیاده شدم ،انقد فکرم مشغول بود ، بدون این که متوجه شم ، سوار اولین تاکسی ای شدم که داد میزد بلوار ارم ، تازه وقتی تاکسی حرکت کرد و از پل اول بلوار رد شد یادم اومد که من قرار بود برم سمت تهران !!!
حس نبودنت ....
حس عاشقی که از معشوق میگذره ...
اولین تولدت بود که کنارم نبودی ،
بابا سخت بود وقتی گفتم تولد ت مبارک ، قاب عکست روی شومینه بهم لبخند بزنه ولی خودت نباشی که بگی مرسی بابا جان ...
بابا بیا دنبالم ، خسته ام میخوام بیام پیشت :(
پ ن : مرسی آری عزیزم
