شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

نباید شعر میگفتم



نباید شعر میگفتم

برای روز میلادت

برای اولین دیدار

برای شوق لب هایت

 

نباید شعر میگفتم

از آن لبخند جادویی

ازآن برق هوس انگیز

که می آمد ز چشمانت


نباید شعر میگفتم

برای بوسه اول

برای  داغ آن آغوش  

برای داشتنت هر روز

 

ولی من مرگ را گفتم

برای آخر عشقم  

همان وقتی که عریان شد 

همه احساس من در شعر

 

نباید شعر میگفتم

ولی من شعر را گفتم 

هعی ...

خیلی روزا میرم اون یکی وبلاگم ، رو صفحه اصلیش وای میستم ، به این نوشته نگا میکنم و گریه میکنم:(


بابا دلم تنگ شده :( امشب بیا به خوابم :(



برای تو ...

دوست دارم 

دستمو تو دستت بگیری

بگی که دوســــــــــت دارم

بگی ببخشید برای همه روزایی 

حرف دلمـــــــــــــــــــــــــــــو نگفتم 


بعد

 من تو چشات زل بزنم 

بگم منم دوســـــــــت دارم 

بگم ببخشید بابت همه روزایی 

که منتظر موندم تا تو اول بهم بگی !



پ.ن 1 : با این وجود بازم منتظم که تو اول بگی هااا 

پ.ن 2 : آهنگ دستم بگیر از فرامرز اصلانی 


دستم بگیر
دستم را تو بگیر
التماس دستم را بپذیر
درمانی باش پیش از آنکه بمیرم

آوازی باش پرواز اگر نیی
همدردی باش همراز اگر نیی
آغازی باش تا پایان نپذیرم

گلدانی باش گلزار اگر نیی
دلبندی باش دلدار اگر نیی
سبزینه باش با فصل بد و پیرم

از بوی تو
چون پیراهن تو
آغشته شد جانم با تن تو
آغوشی باش تا بوی تو بگیرم

لبخندی باش در روز و شب من
در هم شکست از گریه لب من
بارانی باش بر این تشنه کویرم

آهنگی باش دراین خانه بپیچ
پژواکی باش از بگذشته که هیچ
آهنگی نیست در نایی که اسیرم


آوازی باش پرواز اگر نیی
همدردی باش همراز اگر نیی
آغازی باش تا پایان نپذیرم

لبخندی باش در روز و شب من
در هم شکست از گریه لب من
بارانی باش بر این تشنه کویرم

آهنگی باش دراین خانه بپیچ
پروازی باش از بگذشته که هیچ
آهنگی نیست در نایی که اسیرم

از بوی تو
چون پیراهن تو
آغشته شد جانم با تن تو

آغوشی باش تا بوی تو بگیرم 

...

دوست دارم مدادمو دستم بگیرم و یه شاعرانه خوشگل بنویسم برای چشماش ولی حرفم نمیاد .....



با تمام ِ وجود غمگینم ...

حس مادری که 

داغ دیـــــــــــــــــده 

داغ یه بچه 4 ســـــاله 





پ.ن : امروز وقتی منم شندیم ترکیدم :( چه برسه به مادرش ...