آفتاب موهایم چشمت را زد ...
دلتنگ میشوم از نبودنت اما
خم به ابرو نمی آورم
که مبادا
غبار غمم کدر کند
آیینه چشمانت را
--
برای فرشید عزیزم که راهی یه سفرِ
دلگیرم از مرزهایی که
برای خراب نکردنشان
مجبورم دور از تو بایستم !
شب که میشود خم میشود قامتم و قلبم له میشود زیرسنگینی تنهایی ام !
داغ لبانت