شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

شاعرانه های یک لر اردیبهشتی

گم کرده ام دستانت را در کوچه های اردیبهشت...

روزه

روزه گرفته ام  از حضور  تو،

که قدر بدانم لحظات بودنت را 


خیلی سخته که
 به اونی که بهش تعهد داری هیچ حسی نداری ،
و خیلی سخت تره که 
به اونی که دوسش داری هیچ تعهدی نداری .....

شب نویس


شـــــــــــــــــب که میشود ، 

یادت آوار میشود در ذهنم و دستانم

 در تلاش برای نجات از خیالــــــــــــــــــــــــت 

بیهوده خطی میکنند دفتر شعــــــــــــــــــــــــــرم را !



شاعرانه های یک لر اردیبهشتی رو توی پیج شب نویس بخونید .

....

این روزا خودم نیستم ، کلافه ام بی حوصله ام ، یهو غیبم میزنه ، یهو گریه ام میگیره ،حوصله ندارم حرف بزنم ،نمیدونم کلن میزون نیستم .

اون ندایی که بودم دیگه نیستم . ازم دلخور نشید ، دنبال ندای قبل هم نگردید ؛ حس میکنم اون ندا الان زیر یه عالم خاک خوابیده ، شایدم فقط گم شده باشه.

نمیدونم ولی واقعا دیگه ندای قبل نیستم ، شایدیه مدت بگذره من خودم بشم ، شایدم دیگه هیچ وقت ندای قبل نشم...

خاص بخوان

1

خمار میشوم 

وقتی میدزدی نگاهت را 


2

کاش همیشه میشد 

گاه و بی گاه

 حضورت 


3

رکود زمان یعنی 

تجربه تلخ نبودنت 


4

سخت بود 

خداحافظی

با چشمانت 


5

بودنت مال دیگری است 

اما 

آرامش قلبم میشود 

ثانیه ای دیدنت 

حتی کنار او ..


6

خاص نوشتم برای تو 

شاید اینبار خاص خواندی ...




برای یه نفر ...